خرید بک لینک
إغاثه [داد رسی] ستمدیدگان از ما شیعیان توسط مولانا صاحب الزمان (صلواة الله علیه)عالم فاضل ربانی محدث حاج میرزا حسین نوری - که خداوند بر نور و درجه اش در آخرت بیفزاید - در کتاب جَنَّةُ الْمَأوی در بیان کسانی که سعادت دیدار حضرت حجّت صلواة الله علیه یا دیدن معجزات حضرتش در غیبت کبری نصیبشان شده، آورده است. محدث میرزا حسین نوری میگوید: عالم جلیل و دانشمند بزرگوار: مَجْمَعُ الْفَضائِل وَ الْفَواضِل الصَّفِیُّ الْوَفِیُّ شیخ علی رشتی که عالمی نیکوکار و زاهدی پرهیزکار از شاگردان سیّد سَنَد و استاد اعظم حجة الاسلام میرزای بزرگ شیرازی بود، و چون مردم نواحی فارس مکرر شکایت و گلایه داشتند از اینکه عالم و روحانی کاملی ندارند، میرزای شیرازی ایشان را بدانجا فرستاد و پیوسته در میان آنها با کمال احترام زندگی کرد تا وفات یافت. من با او در سفر و حضر مصاحبت داشته ام، کمتر کسی را در اخلاق و فضل نظیرش دیده ام. وی گفت: در یکی از سفرها که از زیارت حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام به سوی نجف اشرف از راه فرات بازمی گشتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویریج بود سوار شدم از طویریج راه حلّه و نجف جدا میشود، مسافرین که همه اهل حلّه بودند به بازیگری و بی عاری و مزاح مشغول شدند به جز یک نفر که با اینکه با ایشان بود احیاناً همسفرها بر مذهب او خرده میگرفتند و او را سرزنش میکردند با کمال متانت نشسته بود، و هیچ شوخی نمی کرد و نمی خندید. از این وضع در تعجب بودم تا اینکه به جایی رسیدیم که آب کم بود و ناچار صاحب کشتی ما را بیرون فرستاد. در کنار نهر که میرفتیم. به طور اتّفاقی با آن شخص همراه شدم. از او پرسیدم: علت کناره گیری اش از وضع همسفریها و خرده گیری آنها در مذهب او چیست؟ گفت: اینها از اهل سنّت و خوی

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 22:10

درویش محمد کارندهى معروف به پیرپالان دوز ؛ دشمن حضرت امام رضا (علیه السلام) در جوار آن حضرت!!!درویش محمد کارندهى معروف به پیر پالان دوز ، قطب بیست و هفتم فرقه ذهبیه «اغتشاشیه» است .منبع:رياض السياحة: جلد ۱ ، صفحه ۵۵.او از طریق پالان دوزى یا پاره دوزى امرار معاش میکرد و قبر او واقع در خیابان نواب صفوی مشهد ، ضلع شرقی حرم مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام) است.فرقه ذهبیه:فرقه «کبرویه ذهبیه احمدیه اغتشاشیه» يکی از فرقههای فعال و مرموز صوفيه در ايران است که شاخهای از سلسله معروفیه میباشد. اين فرقه درشهرهای مختلف کشور ایرلن ، از جمله: تهران ، شيراز ، اهواز ، مشهد و بویژه در « دزفول » فعالیت و عضوگیری دارند و بدلیل همراهي برخي از چهرههای مذهبي و سیاسی و همچنین برجستگیهای علمی و فرهنگی سران و اقطاب ، توانستهاند افراد باسواد و مهمی را به فرقۀ خود جذب کنند.منابع اقتصادی این فرقه از طریق کارخانهها و چاپخانههای بزرگِ مریدان مانند « چای احمد » و « چای محمود » و چاپخانه مصطفوی و احمدیه تأمین میگردد.اقطاب ذهبیه مانند مجد الاشراف و ... با حکم شاهان صوفی زدۀ قاجار ، سالهای متمادی در لباس روحانیت ، تولیت آستان مقدس احمد بن موسی ، شاهچراغ (علیه السلام) را بر عهده داشتند.پیروان فرقه ذهبیه هیچگاه از ظاهرشان قابل شناسایی نیستند ، زیرا برخلاف دیگر دراویش و فرقههای صوفیه سبیل و شارب خود را بلند نمیکنند و لباس و ظاهر مرسوم در محل سکونت خود را بر تن دارند.عبدالحمید گنجويان که از شاخصترین فراماسونهای ایرانی و فعالین «لژ شمس تبریزی» بود ، بعد از انقلابِ بعمت ۱۳۶۷ ه.ش بدامان انگلیس پناهنده شد و به انگلستان رفت و اموال او در ایران با حکم دادگاه ضبط شد. بعد از فوت گنجویان ، « حسین عصاریان » ریا

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 22:10

کربلا ،  صحنه ظهور چهرههائی با نگرشها ، عملکردها و فرجامهاى گوناگون است ؛ «زیانکاران» و در مقابل آن «ره یافتگان ، دو طیف نمادین جامعۀ آن عصر بودند که با وجود نقطههاى مشترک ، رفتار مختلفى را در آن حادثه از خود نشان دادند.ره یافتگان , با پیشینهاى نه چندان مثبت و گاه منفى ، ضمن شکستن زنجیرهاى شیفتگى دنیا ، دعوت امام زمان خود را لبیک گفته و در رکاب آن امام و رهبر نیک بختان ، زندگى خویش را با میمنت و مبارکى پیوند دادند. زهیر بن قین ، حر بن یزید ریاحی ، حارث بن امرءالقیس ، نعمان و حلاس بن عمرو ، بکر بن حى ، عمرو بن ضبیعه و ابوالحتوف ... در زمرۀ این گروه هستند که در برزخ ماندن و رفتن ، رفتن بسمت حقّ و امام حقّ را پذیرا شدند.از دیگر سو، زیانکاران قرار داشتند ؛ همانان که هماى سعادت بر بام زندگىشان نشست تا مرکب عروج ایشان بسوى رضوان باشد ، اما رفاه طلبى ، دنیاپرستى ، مرگ گریزى ، قدرت خواهى و عوام زدگى ، عقل و تفکر را از آنان ربود و هر یک با بهره گیرى از موقعیت خاص خود ، دست رد به بخت زرین خویش زده و دعوت امام مفترض الطاعة را اجابت نکردند.دنیا ، گاه سکوى پرش سبک بالان بسوى ملکوت و گاه مرتعى زیبا و دلفریب براى دنیا طلبان ظاهر بین است: «زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین والقناطیر المقنطره من الذهب والفضه و الخیل المسومه والانعام والحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا والله عنده حسن الماب».(1)محبت امور مادى ، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپایان و زراعت ، در نظر مردم جلوه داده شده است [تا در پرتو آن ، آزمایش و تربیت شوند] ؛ ولى اینها [در صورتى که هدف نهایى آدمى را تشکیل دهند] سرمایه زندگى پست [مادى] است ، و سرانجام نیک [و زندگى والا و جاویدان)] نز

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 22:10

صفحه بندی